بسم الله النور

درست ۵ ماه پیش بود...

اونقدر دلم گرفته بود که رفتم توی اتاق در رو هم قفل کردم و شروع کردم به گریه کردن...

آخه بهم گفته بودن حرم آقا رفتن لیاقت میخاد و من که فقط از پشت شیشه ی جعبه جادویی فقط دیده بودم؛ این حرف برام خیلی سنگین بود...

یادم نیست چند ساعت توی اتاق بودم و به حال خوذم گریه کردم...

درست همان شب... دقیقا همان شب مهمانانی که برای مدتی به خانه ما آمده بودند تصمیم گرفتند فردای همان شب به مشهد الرضا بروند و اصرار که من هم با آنها باشم...

خیلی حس قشنگی بود...چشمهایم لحظه ای خشک نمی شدند...هر وقت آن روز را مرور میکنم به یاد آن کلاغ سیاهی میوفتم که با خود میگفت آنجا جای کفتراست و...

کاش باز هم تکرار شود...

یا امام رضا

/ 2 نظر / 7 بازدید
حسين شاهد خطيبی

سلام : با عرض ادب و احترام ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره الحسنه : خداوندا ببار باران رحمتت را و حسنات این دنیا و آن دنیا را بر سر این مومنان که اینگونه زیبا و مفید و ارزنده در راه نشر آیین اسلام تلاش می کنند. خداوندا : در پناه رحمت بیکران خویش این بنده مومن را موفق و موید و سلامتی عنایت بفرما. دوست عزیز : قالب وبلاگت خیلی زیباست. اگر امکان داره منو راهنمایی بفرمایید از کجا می تونم این قالب را تهیه کنم. التماس دعا

اگه اقا قبول کنه خادم زائراش

سلام ما نوکرای آقا سعی کردیم اینجا تا حدی مشکل زائراشو حل کنیم , امیدوارم لایق این نوکری باشیم وبلاگ نائب الزیاره http://zaereeshgh.persianblog.ir