::. ققـنوس .::

دلنوشته هایم را مینویسم، اینجا!
 
بسم الله النور
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۸ : توسط : الهام

میگه: چرا جلو پیشرفت خودتو میگیری؟

چرا میخای عقب مونده شی؟ چرا اینقدر امُّلی؟

این همه وقت خارج زندگی کردی، چرا یه کم مثل خارجیا فک نمی کنی؟

کی میخای باور کنی که بابا قرن بیست و یکه؟

 

میگم: خارجیا کیان؟ اصلا خارج کجاست؟

بر چه اساسی الان قرن بیست و یکه؟

من از وقتی دنیا اومدم رو زمین خدا زندگی کردم...

هر جا دیگه هم برم بازم تو ملک خدا دارم قدم میزارم...

اگه عقب موندگی و امل بودن به اینه که از دین خدا حرف بزنی و حد و حرمت نگه داری و عاشق شگفت انگیز ترین خلق خدا باشی و به وطنت افتخار کنی؟

آره ، من امُّلم...

اگه امل بودن به اینهاست، من افتخار میکنم که امُّل باشم.