::. ققـنوس .::

دلنوشته هایم را مینویسم، اینجا!
 
 
ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢٧ : توسط : الهام

از تو آموختم که انسانی با رفتار متعادل باشم و با هر کنشی؛ واکنش مورد قبول انجام دهم. به گونه ای که تعداد مول های رفتار طرف مقابل با تعداد مول های رفتار من يکسان باشد و حتی در بعضی جاها واکنش ناپذير باشم.

از تو آموختم که سعی کنم درصد خلوص نيتم بالای ۹۰ باشد تا بتوانم در کارهايم موفق باشم.

از تو آموختم که اگر در يک گروه همه ی دوستان همدل باشند؛ همه ی من ها ما ميشود و يک فاز تشکيل می دهند؛ بطوريکه کاغذ صافی هم قادر به جداسازی افراد نخواهد بود .از تو آموختم آنانکه سوسپانسيون صفت هستند هرگز نميتوانند با جامعه ای هم عقيده شوند. 

از تو آموختم که در يک گروه هر چه افراد بيشتر باشند؛ جنب و جوش و خروش بيشتر است و اگر مانند هيدروژن يک خانواده ی تک عضوی باشيم؛ ممکن است از تنهايی منجمد شويم يا حتی ممکن است تحت فشار های شديد روحی روانی بخار شويم و اثری از ما باقی نماند.

از تو آموختم همواره تابع حالت باشم تا سختی های راه مرا از هدفم غافل نسازد.

از تو آموختم که هيچگاه در يک سيستم ايزوله نمی توان پيشرفت کرد. بايد مرزها را درنورديد و با محيط ارتباط برقرار کرد.

از تو آموختم که آنقدر بايد به دنبال علم باشم تا همچون گازهای نجيب؛ اوربيتالهای خالی مغزم پر شود و مانند هالوژن ها در هر مجلسی از هر دری که سخن به ميان آمد سريعا واکنش پذير باشم و اظهار نظر نمايم.

از تو آموختم که بهترين باشم... گرافيت و الماس يکی هستند اما هدف من الماس باشد .

اما اينبار از تو آموختم که هرگاه فشار روحی و روانی افزايش يابد بر خلاف فرمولهای شيميايی آنتروپی ذهنی هم افزايش می يابد و واکنش خودبخودی صورت ميگيرد که ممکن است به ضرر من تمام شود پس سعی ميکنم که همواره بر اين فشار غلبه کنم و خونسرد باشم.

از تو ای بزرگ آموختم ... و باز آموختم ... و باز آموختم...

و همه ی اين آموخته ها در ذهن من خواهد ماند ... از يادت غافل نخواهم گشت

ای عزيز

دوستت دارم

دوستت دارم